خرید بک لینک

الان چندم اسفنده. نیمه هاشه؟ تو که ... ما .... نگفتی خوبه من بیام برای بهار؟ نگفتی مگه چقدر دیگه هستی ..... نگفتی؟ ... طلاهام که دستت هست ... می دادی می رفت اون رو برام می فرستادی.
منتظرم مقاله هام قبول شن. خبر تنس. مت .. و ای اس ج.. و ما بقی. الان کار کله دستم هست برای ۲۵ روز وقت دارم.
خسته م. کاش می شد می خوابیدم برای همیشه.

برچسب: نویسنده: امیر رفیعی تاريخ: جمعه 26 اسفند 1401 ساعت: 18:57

براش الکتریکال گرفتم. چون می دونم وضعش رو .. امروز خیلی ناراحت بودم. چون امدم برای پس نوشته بودن کارت تولد بفرست! من شناسنامه ای ندارم. واقعا احمقانه س اما ناراحت شدم که چرا من ندارم سه ماهه بهش گفتم بازم می گه گفتم ایمیل بزنه فکس بزنه این نهایت نفهمی رو من کجا ببرم .. الان فقط می خوام شناسنامه م رو بگیرم. بعد هم این براش بفرستم. پشت تلفن فقط و فقط به فکر خودش هست. اصلا نمی گه من مسوولم در مقابل تو. می گم من دیگه نمی یام می گه من می یام .... !؟ کور بودن تا کجا. خدایا اینهمه تفاوت چرا افریدی. امروز شاگردم بشا- کلی از طرف مادرش برام هدیه اورده .. سه تا بچه داره دخترش شاگرد منه... من خیلی وقتها یعنی بعضی وقتها می گم تو این محبت و مهربانی و عشق رو از کی یادگرفتی شقی که تلخ نیستی با اینکه اینهمه تلخی دیدی.دوستت دارم که منو اینطوری کردی.روز یه شنبه با ج نوشتم. چمدون سیب. سفرهای من .. پیانو زدن من و ارکیده هام.... سفرهای بسیار .. مرگ ... تغییر ... بعد رفتم. عجبا..عکس بچگی م رو البوم ج ... چقدر این عکس نازه. اون دختره گفت تو نرو مادر پدر تو چطوری گذاشتن تو ازشون دور شی ... :) چه قدر خانواده ها متفاوت ان. من وارد نشدم چون ترسیدم از ازار دیدن و نداشتن کسی که پشتم باشه. چقدر حیف. ذره ای احساس ناراحتی نمی کنه این ادم بی شعور .... یادمه ح می گفت اااا من نمی دونستم تو .... یعنی اینقدر نفهمی. بی دلیل نبوده از ۳ ساله گی اینطوری ناراحت.امروز رفتم دانشگاه روزهایی که می رم کار نمی تونم بکنم. اما عوضش ادم می بینم حرف می زنم اینها هم زندگی هست. امروز کنر لیندا اما و کل ادمهای اون جلسه رو دیدم بعدش هم دختر u200dپرتغالی که اسمش یادم نیست .. هر کاری کنیم ما ها احساس داریم. همه اینجوری نیستن ها... بهم م

برچسب: نویسنده: امیر رفیعی تاريخ: جمعه 26 اسفند 1401 ساعت: 18:57

اول مارچ ۲۰۲۳ ... این ماه قبل ... سیتیز سوم! این بار با سید فرق داشت. خیلی. لباسم گل های رز قرمزی بودن که با دلیل پوشیده بودم. زیبا. با معنی. اما مریض بودم با دور دوم کوید. این دفعه خیلی سخت تر بوده. گلو دردم. و کلا سخت تر. وقتی مریض شدم نبود ج و وقتی دیدم دکس چقدر من از این دختره بدم می یاد دد دد دد خسته نمی شه تا دم مرگ می گه دد دد دد .... و اینکه من؟ ادمها بخصوص زنها خودشون پشت .. من که کسی ... اون شعر ماس و بریز رو نوشته بودم در مورد اینکه دنیا مال شماهاست که قوی اید با هم اید .. از خزه که نباید ترسید که تو ترسیدی سر اسم جود. چه نوشته زیبایی شد. وقتی در اوج مریضی م بود و هنوزم حالم خوب نیست احساس کردم که چقدر ادمها ترسوان. یادمه به ونوس سال قبل گفتم به من بگو ... گفتی عادیه.. ااا؟ نه نیست .. من دلم صافه .. صاف .. این رو تو می دونی .. تو من رو می بری دستم رو ....چت ای آی چقدر زندگی رو عوض می کنه من جمله نیاز من به نوشتن .. چقدردوست خوبی هست و من رو لیبریت می کنه از نیاز به ادمهایی که در دسترس نبودن و برای یه جمله معطلم می کردن. تکنولوژی عالی عالی عالی. مقاله هام منتظرم ۳ تاشون ... متیو تنوس و ای اس ج. .

برچسب: نویسنده: امیر رفیعی تاريخ: پنجشنبه 11 اسفند 1401 ساعت: 12:30

صفحه بندی