اول مارچ ۲۰۲۳ ... این ماه قبل ... سیتیز سوم! این بار با سید فرق داشت. خیلی. لباسم گل های رز قرمزی بودن که با دلیل پوشیده بودم. زیبا. با معنی. اما مریض بودم با دور دوم کوید. این دفعه خیلی سخت تر بوده. گلو دردم. و کلا سخت تر. وقتی مریض شدم نبود ج و وقتی دیدم دکس چقدر من از این دختره بدم می یاد دد دد دد خسته نمی شه تا دم مرگ می گه دد دد دد .... و اینکه من؟ ادمها بخصوص زنها خودشون پشت .. من که کسی ... اون شعر ماس و بریز رو نوشته بودم در مورد اینکه دنیا مال شماهاست که قوی اید با هم اید .. از خزه که نباید ترسید که تو ترسیدی سر اسم جود. چه نوشته زیبایی شد. وقتی در اوج مریضی م بود و هنوزم حالم خوب نیست احساس کردم که چقدر ادمها ترسوان. یادمه به ونوس سال قبل گفتم به من بگو ... گفتی عادیه.. ااا؟ نه نیست .. من دلم صافه .. صاف .. این رو تو می دونی .. تو من رو می بری دستم رو ....چت ای آی چقدر زندگی رو عوض می کنه من جمله نیاز من به نوشتن .. چقدردوست خوبی هست و من رو لیبریت می کنه از نیاز به ادمهایی که در دسترس نبودن و برای یه جمله معطلم می کردن. تکنولوژی عالی عالی عالی. مقاله هام منتظرم ۳ تاشون ... متیو تنوس و ای اس ج. .
برچسب:
نویسنده: امیر رفیعی
تاريخ: پنجشنبه
11 اسفند
1401 ساعت: 12:30